جمعه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
خانه » مطالب ویژه » استاد حسن عباسی در گفت‌وگوی اختصاصی با میدان ۷۲؛ نیازمند روی کار آمدن یک دولت و مجلس انقلابی هستیم

استاد حسن عباسی در گفت‌وگوی اختصاصی با میدان ۷۲؛ نیازمند روی کار آمدن یک دولت و مجلس انقلابی هستیم

استاد حسن عباسی رئیس اندیشکده یقین و کارشناس مسائل سیاسی طی گفت و گوی اختصاصی با میدان۷۲ به نکات قابل توجه و تاملی پرداخته است. از ناتمام ماندن انقلاب اسلامی گرفته تا علل مخالفت های هاشمی با احمدی نژاد و همچنین مسائلی پیرامون انتخابات ۹۶ ، متن  این مصاحبه در ادامه می آید:

*در دولتهای مختلفی که پس از انقلاب روی کار آمدند از هاشمی گرفته تا خاتمی، احمدی نژاد و روحانی، شما نقدهایی به این دولتها وارد کردید، این سوال مطرح است که حسن عباسی چه دولتی را دولت ایده آل میداند و شاخصه های دولت انقلابی را چطور تعریف میکند؟

این سوالی اساسی است که زیاد از ما پرسیده میشود.دولت مطلوب ما دولتیست که هنوز شکل نگرفته.یعنی دولت ِ باید نه دولت ِ هست.اگر ما طرفدار وضع موجود باشیم با این تفکر ادامه انقلاب سترون میشود, قرار بر این است که انقلاب ادامه داشته باشد و لازمه ی ادامه ی آن این است که نظام سازی صورت بگیرد.مراحل جامعه سازی آرمانی چهار لایه دارد: دولت سازی ,  نظام سازی, ملت سازی و یک لایه ی ملک سازی یا ساختار جغرافیا و زمین!

پروژه ی دولت سازی در کشور ما از اول انقلاب در چارچوب حکومت انجام شده ولی یک بخشهایی نقایصی دارد.پروژه ی ملت سازی به نتایجی رسیده است و کارهای خوبی انجام شد.پروژه ی واسط بین ملت سازی و دولت سازی میشود نظام سازی که از ۱۷/۶/۱۳۹۰ شروع شد.
آغاز دوره ی نظام سازی شهریور سال ۹۰ است.دوره نظام سازی چیزی در حدود بیست و پنج یا سی چهل سال طول میکشد.
رهبر معظم انقلاب در این تاریخ مبنای نظام سازی را فقه استدلالی بر شمردند و روند فقه استدلالی را از امام صادق به بعد و علامه حلی به بعد را بررسی میکنند تا این دوره اخیر که امام (ره) مبتنی برفقه استدلالی انقلاب کرد و الان مشکلاتی داریم, اینگونه نبوده است که نظام کلا اسلامی باشد.از اینجا به بعد مسایل نوشونده ای مطرح میشود که باید اینها را نظام پاسخ دهد و ایشان یک مثال بیشتر نمی زنند و آن هم بانکداری بدون ربا است که بانکداری ما محل اشکال است.
برای مبحث نظام سازی لازم است عرض کنم که یک حکومت مثل جمهوری اسلامی یا هر کشور دیگری حدود صد و چهل “زیرنظام” دارد که یکی از آنها آموزش و پرورش است, بهداشت و درمان, صنعت, بانک, رسانه, دستگاه قضایی و …صد و چهل زیرنظام باید تغییر کند.
زیر نظام هایی که الان جمهوری اسلامی دارد هیچ کدام مبتنی براحکام دین نیست.مثلا آن طرف دنیا وزارت اقتصاد داشته ما هم راه انداختیم,آمریکا شورای عالی امنیت ملی داشته ما هم تاسیس کردیم.

*چه مبنایی برای نظام سازی مطلوب اسلامی پیشنهاد میکنید، اقتصاد چه نقشی در عدم رسیدن به این نظام مطلوب دارد؟

اگر ما مبنای نظام سازی را چهارچوب های قرآنی قرار دهیم, آیا در قرآن وزارت خانه هایی که از زیر نظام سازی بیرون میاید اینگونه است؟طبیعی است که به جای چهار رئیس جمهور بعد از جنگ یعنی هاشمی,خاتمی,احمدی نژاد و روحانی, هرکس دیگری هم قرار دهید چون سیستم , مبنایش دینی نیست خود به خود این افراد را در خود حل میکند.

نظام آرمانی مورد نظر ما نظامی است که امام کلیات آن را در قالب تمدن نوین اسلامی و جامعه ی آرمانی تدوین کرده است. سپس رهبر معظم انقلاب مراحل انقلاب تا جامعه ی آرمانی و تمدن نوین اسلامی را مطرح کردند و ابعاد و اجزای تمدن اسلامی را در طول بیست و هفت هشت سال گذشته تبیین کردند.ایشان کلیات را در قالب یک جمله میگویند که ما در اندیشکده ها اینطور تببین میکنیم که اگر ما درنظام خود دستگاه بهداشت و درمان داریم ساز و کارش با آنچه که قرآن تعریف کرده است چه تفاوتی دارد؟

اگر ما نظام زکات در قرآن داریم, بیست و پنج بار کنار واژه ی صلاه , زکات آمده نظام مالیات نسبتش با نظام زکات چه میشود؟ما الان نظام رسمی مالیات داریم اما نظام رسمی زکات نداریم.اگر دست نامرئی بازار اساس ساختار بازار هست آیا دست نامرئی بازار را اسلام تائید میکند و تفاسیر قرآن بر این موضوع میتواند صحه بگذارد؟

خب اگر این صد و چهل مورد را بخواهیم برشماریم می بینیم فاصله ها بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد چقدر زیاد است.از این جهت تا تحقق جامعه ی آرمانی ما و تمدن نوین اسلامی که مدنظر رهبری, امام راحل و اسلام و قرآن است فاصله داریم.

*برای رسیدن به این جامعه آرمانی به چه تغییر و تحولاتی نیاز داریم؟

ما نیاز به دویست انقلاب داریم, غربی ها برای اینکه تمدن بسازند بیش از دویست انقلاب انجام دادند که ده دوازده تای آنها مالی است, همین تعداد اقتصادی, بیست و اندی از آن علمی است, یک تعداد انقلاب صنعتی و سیاسی داشتند مثل انقلاب فرانسه و از این دست و تعدادی انقلاب هنری…جمع دویست انقلاب آنها حدودا شده است تمدن غرب در چهار صد پانصد سال گذشته.

در صورتیکه ما در جمهوری اسلامی در سال ۵۷ یک انقلاب سیاسی داشتیم و میخواهیم با این انقلاب سیاسی بگوییم انقلاب تمام شد و تمام مشکلات با این انقلاب حل میشود، خب اینکه نمیشود !ما هنوز شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم, رهبر انقلاب داریم, در قانون اساسی این موارد جایگاه دارد.ما هنوز مبحث انقلاب علمی, اقتصادی, اجتماعی و … را شروع نکردیم.

پس ما دویست  انقلاب داریم که یک نمونه از آن انجام شده است, این دویست انقلاب باید در طی بیست تا پنجاه سال با شدت انجام شود .بعضی این ادعاها را دست نیافتنی میدانند اما ما در علوم استراتژیک گامهای کوتاهمان بیست و پنج سال تا سی سال است.جامعه سازی کار دفعتا و چهار ساله و پنج ساله نیست.

از این جهت هیچکدام از این دولتهایی که دیده میشود دولت مورد نظر ما نیست.الان جریان فکری در علوم انسانی دانشگاهها جریان مشاورین در دولتهای مختلف میگویند همین که ما کار را دستمان بگیریم بشویم وکیل و وزیر و رئیس جمهور و نماینده مجلس حل شده است و یک مراوداتی صورت میدهیم و مشکلات را حل میکنیم تا چهارسال بعد دوباره رای بیاوریم.

*پس میتوان گفت که عملا هیچ دولتی نخواهد توانست آرمانهای انقلاب اسلامی را پیاده کند؟

مسئله اینجاست که هر چهارسال که مشکلات مملکت حل نمیشود.بالاخره باید دستگاه قضا, رسانه, پلیس, بانک, گمرک و … تکلیف دینی بودنشان روشن شود.به قول حضرت امام اگر در بانک ما ربا باشد جمهوری ما اسلامی نیست.

شاخص ها را امام و مقام معظم رهبری و قبل از اینها قرآن و چهارده معصوم مولفه های اصلی را برشمردند.ما یک میراث عظیمی داریم که باید آن را مبنای جامعه سازی قراردهیم .نقدی که ما میکنیم در سه حوزه است .

یک رویکرد پریتیکال داریم یعنی انتقادی, رویکرد دوم آنالیتیک یا تحلیلی است .اول بحث نقد صحنه است بعد بحث تحلیل آن.بعد از رویکرد آنالیتیک رویکرد دکترینال است یعنی غربی ها مثلا درفلسفه کانت سه لایه را دنبال میکنند.ما حرفهای متفاوتی نمیزنیم ما همان حرف فلسفه کانت را میزنیم.

غربی ها این سه رویکرد را دارند , یعنی اول پدیده را نقد میکنند, بعد تحلیل میکنند و بعد تبیین میکنند در رویکرد دکترینال که چه چیزی به جایش قرار دهند.ما اگر در بیست و هفت هشت سال گذشته دولتها و کلیت حکومتها را نقد و تحلیل کردیم بعد از آن راه حل و برنامه ای برای آن موضوع ارائه دادیم.

*در وقع از نظر شما دولت آرمانی جمهوری اسلامی با توجه به اینکه اول انقلاب پایه ریزی شد، باید توسط ارزشهای اسلامی پیاده سازی شود؟

دولت آرمانی ما دولتی است که زمینه ساز تمدن نوین اسلامی شود,مبنای صد و چهل زیرنظامش قرآنی و اسلامی تعریف شده باشد.ما از این صد و چهل زیرنظام تقریبا هفده هجده مورد را به اتمام رساندیم و به دستگاههای مربوطه تحویل دادیم و مسئولین مربوطه در جریان هستند, این قول داده شده است که تا سال ۱۴۱۴ کل این زیر نظامها تحویل داده شود البته این بدان معنا نیست که تا آن زمان کشور باید متوقف شود بلکه با علوم تولید شده و طرحهای تهیه شده و انسانهای تربیت شده در هرکدام از این حوزه ها کشور میتواند بهبود اضطراری را شروع کند و این نیاز وجود دارد که یک دولت و مجلس انقلابی سرکار بیاید و بتواند وضع موجود را به چالش بکشد و حاضر باشد مشکلات را درونی ببیند و با مردم در میان بگذارد و طرحهای جایگزین را انجام دهد.

با این وجود انقلاب اسلامی ایران جزو انقلابهای بی شکل محسوب میشود که تولد آنها دو مرحله ای است و در جامعه شناسی انقلاب ها به عنوان انقلاب های تخم گذار شناخته میشوند .انقلاب ایران در سال ۵۷ در مرحله اول مشخص شد که چه چیزی را نمی خواهد و لایه ی زیرین پوسته را نمی بیند ولی الان انقلاب اسلامی بعد از سی و چند سال به مرحله ای رسیده است که آرام آرام این پوسته را میشکند.لذا جمهوری اسلامی برای رسیدن به شِمای آرمانی خود در ۱۴۱۴ به سرانجام میرسد.

ما امیدمان به این است که با مسئله ی “لا اله”, یعنی که چه چیزی را نمیخواهیم و تبیین “الالله” یعنی که چه چیزی را میخواهیم آرام آرام بتوانیم در فضای عمومی سیستم بانکداری ربوی نَه, سیستم رسانه ای اغواگر نَه و …. را روشن کنیم تا مردم در مراحل نظری شِمای کلی چه چیزی باید باشد را بدانند و عناصری که در دولتها و مجالس رای میاورند به درب و دیوار نکوبند تا مسیر چهارساله را زیگزاگ بروند بلکه خط مستقیمی داشته باشند تا بدانند چه چیزی را باید پیاده و اجرا کنند.

*تحلیل شما از رفتار سیاسی آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به مواضع اخیرشان که گفتند حالا که کشور را از دست احمدی نژاد نجات دادم با خیال راحت می میرم, چیست؟

آقای هاشمی تا به امروز چه بعنوان رئیس جمهور چه به عنوان رئیس مجلس و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد اینکه در نظام سازی دینی و اینکه جمهوری اسلامی را دینی تر کند و انگاره های امام راحل و مقام معظم رهبری را عملیاتی تر کند, در مورد اینکه در مورد تحقق و جاری کردن قرآن در جامعه تلاش کند, مثلا موضوع بانکداری بدون ربا, هیچ قدمی نه در زمان ریاست جمهوری برداشت , نه در مجمع تشخیص سیاست هایی را برای این مهم پیاده کرد.

لذا می بینیم عوامی وجود دارند که میگویند چون آقای هاشمی هشت سال در راس مملکت و مجمع تشخیص مصلحت بوده است هرچه که بگوید دینی است.اما هیچ تلاشی از ایشان نمی بینیم ضمن اینکه در مجموعه های زیر نظر ایشان مثل مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مُتون آن چه که توسط آن مرکز با هدایت آقای هاشمی تهیه شده است , مطابق با فرهنگ و اقتصاد لیبرالی است.

به همین دلیل است که آقای هاشمی چه  در سال ۸۴ که مستقیما از آقای احمدی نژاد شکست خورد و چه در سال ۸۸ که پشت سر میر حسین موسوی قرار گرفت و بعد از انتخابات کشور را به بهانه ی تقلب به ورطه ی نابودی کشاندند…ایشان هیچوقت ادعا نکرد که من توانستم نظام ربوی بانکها را از بین ببرم یا دروس تثلیثی که در دانشگاهها تدریس میشد را بزُدایم, یا هنر ابزرد را از سینما بزُدایم و حالا با خیال راحت سرم را روی زمین میگذارم…ایشان فقط گفتند که آقای احمدی نژاد را از سیستم کنار گذاشتم و آقای روحانی را بر سر کار آوردم, منتی هم سر آقای روحانی گذاشتند و گفتند قبل از انتخابات آراء ایشان سه درصد بود ولی با حمایتهای من به پنجاه و سه درصد رسید.

در واقع رفتار شناسی آقای هاشمی در این سی و چند سال انقلاب برای دینی تر کردن نهاد انقلاب و ادامه دادن آرمانهای انقلاب نبوده است.ایشان ساز و کار را به گونه ای رقم زد که هرکسی که لباس روحانیت برتن نداشت و آیت الله هم نبود میتوانست این کار را انجام دهد.

*ارزیابی شما از انتخابات ۹۶ چیست و وظیفه ی جریان حزب اللهی در انتخابات پیش رو چه باید باشد؟

برای ارزیابی انتخابات نود و شش باید ببینیم در آمریکا چه کسی سر کار میاید, آقای ترامپ یا خانم کلینتون یا فرد دیگری. مولفه ی دوم مسئله ی برجام است که باید ببینیم برجام چه فایده ای در زندگی مردم داشته است, برجام متاثر از مولفه ی اول است, همه ی دنیا منتظر این هستند که ببینند چه کسی رئیس جمهور آمریکا میشود و آیا رئیس جمهور بعدی معتقد به برجام و پایبند به مفاد برجام هست یا نه.

لذا دنیا در شش هفت ماه آینده معطل است تا ببیند در انتهای آذر امسال چه کسی رئیس جمهور آمریکا میشود. سپس از اول دی تا شش ماه بعد که خرداد ۹۶ هست منتظر بمانیم تا ببینیم چه کسی در ایران رای میاورد. پس عملا کشور در حیطه ی مراودات خارجی در مسئله ی برجام معطل میماند و معلق میشود.

این سه مولفه ی برجام, انتخابات آمریکا و انتخابات ایران کشور را به حالت تعلیق در می آورد و مردم اثر رفع تحریم و ساز و کار مربوط به رفع تحریم را در زندگی خود نمی بینند. آمریکایی ها نیز اعلام کردند که دوربرگردان را در مراودات تجاری مالی با ایران حذف نکردند و تا این دوربرگردان حذف نشود هیچ رابطه ای با هیچ کشوری برقرار نخواهد شد.

پس تا پایان سال در زندگی اقتصادی مردم با توجه به دستاوردهای برجام اتفاقی نخواهد افتاد.با این اوضاع برخی در اردوگاه اعتدالیون و اصلاح طلبان به این نتیجه رسیدند که سراغ کسی غیر از شخص رئیس جمهور فعلی بروند و او را برای کاندیداتوری آماده کنند چون که شاهد هستند افت محبوبیت به سرعت رخ داده است. از سوی دیگر در اردوگاه اصولگرایان اجماع نظر روی شخص خاصی نیست. احمدی نژاد نیز در صحنه خود را اصولگرا نمیداند و اینکه تئوری و برنامه جدیدی ارائه نداده و تغییری در برنامه هایش رخ نداده است , صرفا فقط کلی گویی هایی را شاهد هستیم که ادعا میشود در حال بازخوانی خط امام و الگوی رفتاری امام هستیم.اینها مدل سازی نمیشود, باید یک فردی به طور مدون برنامه های اقتصادی فرهنگی و سیاسی خود را ارائه دهد.

*با توجه به اقبالی که مردم به آقای دکتر احمدی نژاد نشان داده اند آینده ی حضور ایشان در انتخابات ریاست جمهوری را چطور ارزیابی میکنید؟

شخص آقای احمدی نژاد برای آمدن در صحنه باید این را بداند که هیچ رئیس جمهوری برای بار دوم نیامده که رای بیاورد, اگر قاعده اینطور پیش رود که رئیس جمهور فعلی اولین رئیس جمهور چهارساله باشد و رئیس جمهور قبلی دوباره وارد صحنه شود و رای آورد در این صورت آقای احمدی نژاد باید جامعه نخبگی جریان انقلابی را اقناع کند , الان جامعه نخبگی جریان انقلابی با آقای احمدی نژاد نیست , آقای احمدی نژاد خودش هست و همان شش هفت نفر دور و اطرافش در پاستور و حرکتهایی دارد و برخی شهرها میرود و مردم لطف دارند به استقبالش میروند.اما آقای احمدی نژاد باید پاسخ دهد که الگوی اقتصادی مشخصش برای ادامه کار چیست.

اقتصاد دولت احمدی نژاد دست تیم دانشگاه علامه بود و ویرانی های اقتصادی را تیم علامه برای این مملکت رقم زدند, البته شایعاتی وجود دارد که مدل اقتصادی آقای احمدی نژاد مبتنی بر مدل شهید صدر بود, خیر رک و صریح باید ببینیم نسبت اندیشه ی آقای احمدی نژاد در برنامه های بعدیش چه میباشد و باید این تردید به جامعه متدینین وارد شود و این سوال را از آقای احمدی نژاد بپرسند.اما اینکه در جریان انقلابی فرد دیگری هست که جایگزین شود, با توجه به فضایی که وجود دارد و همه ی راهها به آقای احمدی نژاد ختم میشود, پرسشی است که فعلا نباید پاسخ آن را داد چون که به صلاح مملکت و مردم نیست که به این سرعت وارد فضای انتخاباتی شوند.

در شش ماهه ی دوم سال افرادی که میتوانند و باید توجه کرد به اندیشه ی آنها باید وارد کارزار انتخابات شوند , البته آقای احمدی نژاد که خود را اصولگرا نمیداند و این اقبال مردم نسبت به قدیمی ها بخاطر این است که  دلشان برای یکدیگر تنگ میشود.

آقای احمدی نژاد باید شفاف و صریح بگوید که مدل فرهنگی اقتصادی و اجتماعی اش چیست و مسئله ی دیگر اینکه شبهات وارد شده در خصوص رابطه اش با رهبری را روشن کند, اینکه رهبری میگفت بیداری اسلامی ایشان میگفتند بیداری انسانی, در قضیه سوریه نظر رهبری یک چیز بود نظر آقای احمدی نژاد چیز دیگر.پس باید مدلهای اجرایی خود را تبیین کند و دوم اینکه نسبت خود را با قانون و نظام روشن کند و نباید با این سیاست وارد شود که عوام را به ترس و واهمه از حضور روحانی و هاشمی وا دارد تا رای بیاورد و نباید ملت را به نسخه های غربی استادان دانشگاه علامه بسپرد.

منبع: میدان ۷۲

درباره‌ یکتا (دبیر بخش خبری پایگاه)

یکتا ؛ دبیر بخش خبری پایگاه هستم و ماموریتم در این پایگاه انتشار اخبار مربوط به استاد حسن عباسی است.

۱۰ نظر

  1. استاد همچنان کوبنده!!!

  2. واقعا همه راه ها به احمدی نژاد ختم می شود؟

    • آقای عباسی مبانی دینی را در کجا آموخته است که دیانت افرادی مانند آقای هاشمی را که شاگرد امام بوده .ونقش زیادی در دینی کردن انقلاب مقابله با لیبرالیسم منافقین وتعیین رهبری ایفا کردند را زیر سوال می برند افکاری که عباسی ترویج می کند افراط گرایی ایی است و همانگونه که وها بیها دیگران را مسلمان نمی دانند ایشان نیز که هیچ نقشی در پیروزی انقلاب نداشتند شخصیتهای کشور را دینی و انقلابی نمی دانند ونا سال نود را غیر اسلامی قلمداد می نمایند ومی خواهند خودشان انقلاب کنند چه خیالات باطلی که ایشان دارند و به خرابکاری روی آورده اند بخش عمده ای از مشکلات کشور به وسیله ایشان وهمپا لگیهاش تولید می شود پناه می برم به خدا از شر ایشان

      • کسی که سال ۹۵ سنگ این‌چنین افرادی را بزند بدیهی است که مصداق بارز ندیدن صفوف بهم فشرده و دندان‌های تیز دشمن است. وقتی منطق آقای هاشمی ارتباط با وهابی‌های منطقه علی الخصوص عربستان جنایتکار است خوب نیست که کسی طرفداری ایشان را بکند و بنده و شما را که هر دو شیعه و مسلمان و دلبسته انقلابیم روبروی هم قرار دهد.
        ضمنا ایمیل www ندارد.

      • چون با جناح سیاسی شما موافق نیست ازش بدت میاد؟

      • سخن امام خمینی درباره ی آل سعود در جریان تیرباران حجاج ایرانی امام خمینی (ره) : اگر از آمریکا بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفرو نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد. مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مرکز وهابیت در جهان به کانون‌های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت اسلام ابوسفیانی، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت و اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومان و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام امریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر استان سرور خویش امریکای جهانخوار می گذارند. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگاه دارید با غضب و خشم بر دشمنان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شما است. امام روح الله الموسوی الخمینی/بلاغ

      • سلام جناب سرولایتی- دوست عزیز ملاک سنجش مبانی دینی اشخاص نیستند که بگوییم فلانی چون شاگرد و همرزم امام بوده پس ملاک دین این آقاست – بلکه ملاک در یک جامعه اسلامی کلام خداوند متعال و سیره اهل بیت است – هر کسی حتی خود عباسی یا عابد هفتاد ساله اگر از این احکام و مبانی تخطی کرد باید جوابگوی عملش باشد ، دور از ذهن نیست وقتی در جامعه اسلامی دوران پیامبر عظیم الشان اسلام و دوران حکومت امیرالمومنین علیه السلام چنین افرادی پدیدمی آیند . در این نظام (که با رهبری ولی فقیه اداره می شود نه ولی معصوم ) هم شاهد حضور امثال طلحه و زبیر باشیم . هاشمی رفسنجانی روز ۱۸ آبان ۱۳۶۹ «مانیفست دولت» و«سیمای سیاست» خود را – که آن را «دولت کار» می نامید- با عنوان «مانور تجمل» در خطبه های نماز جمعه ارائه کرد:

        اظهار«فقر» و «بیچارگی» کافی است. این رفتارهای «درویش مسلکانه» وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. زمان آن رسیده که مسئولین ما به «مانور تجمل» روی آورند. از امروز به خاطر «اسلام» و «انقلاب» مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند. هرچند ما «فقیر» باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیر مسلمان، «ملتی مفلوک» جلوه نکنیم، لازم است تا «جلوه هایی از تجمل» در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رویت شود.
        چنانکه اصلاح طلبان بعدها نوشتند شخص »هاشمی رفسنجانی به جنگ گفتمان رسمی انقلاب رفت

  3. حدود ۷۰درصد سوالات رو دکتر اصلا جواب نداد و صرفا فقط نظر خودشونو راجع به یکی از کلمات موجود در سوال میدادن.
    از حرفهای دکتر بوی ناامیدی میاد البته خودشون گفتن که همین قدری که نظام سازی کردیم رو باید اجرا کنیم ولی ۳۰سال زمان خیلی زیادیه واین موضوع وقتی ناامید کننده تر میشه که دشمن برنامه براندازی خودشو از ۲۶ سال پیش داره اجرا میکنه و به احتمال زیاد درچهار پنج سال اینده فتنه ای به مراتب سهمگین تر از سال ۷۸ و ۸۸ خواهیم داشت.مجلس انقلابی که از دست رفت واگه سال بعد نتونیم کاری کنیم حداقل تا ۸ سال بعدم قابل دسترسی نخواهد بود.دولت انقلابیم اگه همون کاندیدای ۳ سال ه همراه احمدی نژاد بخوان کاندید بشن و شرایط به همین منوال پیش بره تا ۸۰ درصد باید فاتحه شو خوند.
    شخصا خیلی به انتخابات سال بعد امید وار بودم که بالاخره حداقل یکی با برنامه انقلابی خودشو در معرض رای مردم قرار بده وانقلاب اقتصادی رو شروع کنه ولی بعد از خوندن نظر استاد فهمیم به قول شاعر وای از امید باطلم.

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید