پویش فراگیر شکایت از رئیس جمهور حسن روحانی
چهارشنبه , ۴ مرداد ۱۳۹۶
خانه » اخبار » تحلیل استاد حسن عباسی از مذاکره با آمریکا

تحلیل استاد حسن عباسی از مذاکره با آمریکا

رئیس اندیشکده یقین مرکز بررسیهای دکترینال با تأکید بر لزوم کاهش توقع جامعه از کسب نتایج ویژه در مذاکره با آمریکا، گفت: ایران در مذاکره با آمریکا ضرر نمی کند و صهیونیستها، متضرر رابطه ایران و آمریکا هستند.

به گزارش فرهنگ نیوز ، حسن عباسی شامگاه سه شنبه در همایش “مقاومت اسلامی” که با حضور جمع کثیری از مردم پردیس در مسجد “امام علی(ع)” این شهر برگزار شد، اظهار داشت: امام راحل(ره) برای خطاب آمریکا از چهار نسبت ام الفساد قرن، شیطان بزرگ، استکبار جهانی و تروریست بالذات استفاده می کردند.
واژگان امام راحل(ره) در خطاب آمریکا
وی ادامه داد: بدون شک ذات ایالات متحده برخاسته از تروریسم است، این کشور از سه قرن گذشته بر مبنای کندن پوست سر سرخپوستان آن قاره و صاحبان اصلی سرزمین آمریکا توسط انگلیسی ها و فرانسوی ها بنا شده است، بدین ترتیب این کشور با عمری ۲۱۰ ساله شکل گرفت.
این مسئول اضافه کرد: یک مسلمان واقعی با بکارگیری واژه الله اکبر تنها برای یک فرد آن هم خداوند متعال مقام کبریایی قائل است، از این رو، مقام استکباری خاص باری تعالی است و هر آنکس که روی زمین خود را در این مقام فرض کند، منفور خواهد بود.
عباسی افزود: شیطان بزرگ دیگر واژه مورد استفاده بنیانگذار جمهوری اسلامی در خطاب ایالات متحده بود، همواره یک پای شیطان در جوهره وجودی آمریکا دیده می شود.
به بیان رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال، مادر همه مفاسد و یا در اصطلاح ام الفساد دیگر نسبت برازنده ایالات متحده و مورد استفاده امام راحل(ره) است؛ نباید فراموش کرد که آمریکا مقابل ایران اسلامی از همان ابتدا با همین شرایط امروز صفارایی کرده و خواهد کرد.
لگدپرانی مقامات آمریکایی بعد از اتمام تلفن رئیس جمهوری ایران
وی رفتار و اظهار نظرات باراک اوباما و سایر مسئولان ارشد ایالات متحده بعد از اتمام تماس تلفنی با رئیس جمهوری ایران را لگدپرانی سران آمریکایی خواند و گفت: امروز هریک از مسئولان آمریکایی به شکلی متفاوت نسبت به دیگری موضع می گیرد و در نهایت واژه “همه گزینه ها روی میز است” عنوان می شود.
این مسئول تصریح کرد: البته هنوز مذاکره ای آغاز نشده و این رابطه صرفاً به یک ارتباط تلفنی محدود است، اما آنچه در روزهای گذشته از غربی ها شنیده شد، نامردی است.
عباسی ادامه داد: نظام به مقوله مذاکرات از همان ابتدا خوش بین نبود و این عدم خوش بینی در بیانات ابتدای سال رهبر معظم انقلاب در مشهد نیز نمود پیدا کرد، اما جوّی در فضای جامعه راه افتاده که بر اساس آن گویی همه مشکلات اقتصادی حال حاضر ایران محصول عدم رابطه با آمریکاست.
رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال اضافه کرد: امروز کشور یونان با بدهی هنگفتی بالغ بر ۵.۵ تریلیون یورو، ایتالیا با بدهی ۲.۲ تریلیون یورو، فرانسه با بدهی دو تریلیون یورو، اسپانیا با بدهی ۱.۳ (یک و سه) تریلیون یورو و انگلستان با بدهی ۱.۲ (یک و دو) تریلیون یورویی با وجود ارتباط با آمریکا و پذیرش کشور جعلی اسرائیل در منجلاب مشکلات شدید اقتصادی و سقوط به ورطه ورشکستگی دست و پا می زنند.
چالشهای اقتصادی در ارتباط با آمریکایی ورشکسته
وی، آمریکای امروز را کشوری ورشکسته و در آستانه فروپاشی اقتصادی خواند و افزود: چرا امروز کسی نیست که دلایل فروپاشی اقتصاد ایالات متحده آمریکا را شرح دهد، مردم این کشور در جریان وال استریت تلاش داشتند تا به تضییع حق ۹۹ درصد توسط قشری یک درصدی اشاره کنند.
این مسئول متذکر شد: اگر رابطه با آمریکا قابلیت رفع مشکلات اقتصادی را داشت چرا کشورهای حوزه یورو به چنین وضعی دچار شده اند، از اینکه بگذریم چرا شرایط امروز خود ایالات متحده به ورطه نابودی و ورشکستگی رسیده است.
عباسی تصریح کرد: شهردار دیترویت، مرکز ایالت میشیگان آمریکا به عنوان منطقه ای صنعتی و برخوردار از وجود کمپانیهای مشهوری نظیر ژنرال موتور و تولید اتومبیل فورد چندی پیش اعلام ورشکستگی کرد و آن شهر دو میلیون نفری نیم قرن گذشته حال به ناحیه ای متروک و ۷۰۰ هزار نفری بدل شده است.
رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال ادامه داد: اگر آمریکا همان اقتصاد افسانه ای است که در سایه تعامل با آن مشکلات اقتصادی رفع می شود، چرا خود این کشور امروز با بدهی ۱۷ تریلیون دلاری دست و پنجه نرم می کند.
لزوم کاهش توقع جامعه از کسب نتایج ویژه در مذاکره با آمریکا
وی با تأکید بر لزوم کاهش توقع جامعه از کسب نتایج ویژه در مذاکره با آمریکا افزود: چرا برخی توقع جامعه را به حدی بالا می برند تا مردم فکر کنند که نشستن پای میز مذاکره همانا و رفع مشکلات اقتصادی نیز همان.
این مسئول ادامه داد: اگر جامعه به سوی چنین سطح توقعی سوق داده شود، تیم مذاکره کننده مجبور به دادن امتیار خواهد شد، باید انتظار از مذاکره در کشور پایین بیاید؛ آنها گرگ باران دیده و بلد کار در مذاکره هستند و پیش از این اهداف خود را در قبال روسیه و چین نیز محقق کرده اند.
عباسی اضافه کرد: امروز نباید فراموش کرد که هر کشوری که رابطه قوی تری با آمریکا دارد با مشکلات بزرگتر اقتصادی نیز روبه روست.
ارتباط با آمریکا مشکلات اقتصادی را حل نمی کند
رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال با اشاره به تعطیلی دولت فدرال آمریکا از دو شب گذشته خاطرنشان کرد: اقتصادی که با تعطیلی نهادهای خدماتی و بیکاری ۸۰۰ هزار کارمند، آینده ای نامعلوم را پیش رو دارد چگونه می توان نقطه اتکایی برای دیگران باشد.
وی ادامه داد: این مبحث جاری در جامعه امروز ایران بویژه میان نسل جوان که برقراری رابطه با آمریکا مشکلات اقتصادی را برطرف می کند، ارزیابی غلطی است؛ اگر چنین اصلی صادق بود نباید شرایط امروز کشورهای اروپایی به این نقطه اسفبار می رسید.
این مسئول اضافه کرد: تعطیلی قلب صنعتی آمریکا یعنی دیترویت، قیام وال استریت، ورشکستگی یک به یک بانکهای اروپایی و آمریکایی و … همه و همه نشانه این است که مردم ما نباید طمع خوار شوند که ارتباط با آمریکا مشکلات اقتصادی کشور و آنها را رفع می کند.
عباسی افزود: مردم از یاد نبرند که آمریکا در همان سال گفتگوی تمدنها، پرچم جنگ تمدنها را بر دوش گرفت و به افغانستان و عراق یورش برد و ایران را در لیست محور شرارت قرا داد، ما نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شویم.
آمریکا دست از خباثت بر نمی دارد
رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال با بیان اینکه ایران در مذاکره با آمریکا ضرر نمی کند، عنوان کرد: سیاست برد برد محصول مذاکره با آمریکاست.
وی ادامه داد: امروز نظام اجازه انجام مذاکرات را داده است و ما همه تابع هستیم، حال اگر طیفی سیاسی بخواهد اینگونه القا کند که مشکلات با مذاکره حل می شود باید تصحیح کرد که مشکلات با مذاکرات رفع نمی شود.
این مسئول اضافه کرد: در این بین تهدیدهای نظامی نیز در سایه مذاکره برطرف نمی شود، چراکه روز گذشته اوباما در کنار سرکرده صهیونیستهای غاصب دوباره از روی میز بودن همه گزینه ها از جمله حمله نظامی سخن به میان آورد.
عباسی افزود: بار دیگر تأکید می کنم که ام الفساد قرن، شیطان بزرگ، استکبار جهانی و تروریست بالذاتی همچون آمریکا دست از خباثت بر نخواهد داشت و ما نباید خام شویم.
ایران در مذاکره با آمریکا ضرر نمی کند/ زیان صهیونیستها از ارتباط ایران و آمریکا
رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال بیان کرد: نیت نظام از صدور مجوز برای مذاکره با آمریکا نمایان سازی چهره واقعی آمریکا نزد افکار داخلی و جهانی است؛ ایران در سال ۸۳ هجری شمسی تمام فعالیتهای صلح آمیز هسته ای خود را تعلیق کرد اما با کارشکنی غربی ها مواجه شد.
وی با اشاره بیانات رهبر فرزانه انقلاب اظهار داشت: به گفته رهبر معظم انقلاب اگر آن روز چنین اقدامی صورت نمی گرفت، می گفتند که ایران همکاری نمی کند.
این مسئول ادامه داد: امروز به اذعان کشورهای غربی موضوع مذاکره برای رهبری، مردم و نظام مقدس اسلامی مبحثی دو سر برد و یا به قولی برد برد تلقی می شود.
عباسی تصریح کرد: اگر غرب پای کار بیاید، به تعهدات خود عمل کند و دست از خباثت و تحریم و تهدید بردارد، نظام اسلامی به پیروزی رسیده است؛ مطمئن باشید اگر بین ایران و آمریکا رابطه ای برقرار شود عنصر متضرر رژیم اشغالگر قدس است.
رئیس اندیشکده یقین، مرکز بررسی های دکترینال اضافه کرد: حال اگر غرب به این تعهدات عمل نکند باز هم ایران ضرر نخواهد کرد، چراکه جهان چهره واقعی آمریکا و هم پیمانانش را خواهد دید.
منبع : رجانیوز

درباره‌ امیر (سردبیر پایگاه)

امیر؛ سردبیر پایگاه هستم و ماموریتم در این پایگاه انتشار فایل‌های جلسات استاد حسن عباسی است. هیچ دسترسی به استاد عباسی ندارم پس لطفا سوالات مهم خود که فقط استاد عباسی در توان پاسخ به آن است را برای ما ارسال نکنید و به سایت اندیشکده مراجعه نمایید و در آن پایگاه بپرسید.

۲۷ نظر

  1. با سلام لینک تصویری این همایش برایتان ارسال شد لطفا قرار دهید. با تشکر

  2. با سلام

    آمریکا که با خودش رابطه داره پس این اقتصاد ورشکسته , بحران

    وال استریت , ورشکستگی غول اتومبیل سازی فورد و جنرال

    موتورز در دیترویت , بدهی بیش از هفده تریلیون دلار و چاپ بی

    پشتوانه ی دلار و شات دان دو هفته ای دولت مفلوک و بی دست

    وپای باراک اوباماآیا دلیل شکوفایی اقتصادی آمریکا ست ؟

    اتحادیه ی اروپا که با آمریکا رابطه دارد بحران اقتصادی این

    نوکران اروپایی آمریکا ناشی از چیست ؟

    مسلم است که اقتصاد فریدمنی در آمریکا و نئوکینزی در اروپا

    جواب نداده و تمام اقتصاددانان خودشان منجمله برنده جایزه

    نوبل در اقتصاد ورشکستگی و فروپاشی اقتصاد مبتنی بر ربای

    غرب را فریاد کرده اند.

    حالا ما می خواهیم از نسخه بدلی و ترجمه ای نئوکینزی ها برای

    نجات اقتصاد کشور بهره بگیریم . آدم عاقل از یک سوراخ دوبار

    گزیده نمی شود , اقتصاد بحران زده و ورشکسته غرب پیش روی ما

    قرار دارد باز هم باید سنگ رابطه با آمریکا را به سینه

    بزنیم که چه بشود ؟

    آمریکای بدبخت خودش نوکر و گروگان اسرائیل پلید است

    دولتمردان آمریکا بدون اجازه ی اسرائیل جرأت ندارند آب

    بخورند بعد شما از رابطه با آمریکا دم می زنید .

    همه چیز بر می گردد به منافع اسرائیل .

    دوستان لیبرال و اصلاح طلب بیخود بخودشان وعده ندهند و توقع

    مردم را بالا نبرند بالفرض محال هم اگر با آمریکا رابطه

    برقرار کنیم آب از آب تکان نخواهد خورد , ما باید از منابع

    قرآنی و دینی مان برای نجات اقتصاد مان بهره بگیریم و لاغیر .

    نترس و بلند بگو : مرگ بر آمریکا , مرگ بر انگلیس و مرگ بر

    ارباب همه ی جهانخواران اسرائیل کثیف .

    و یادت نرود که هولوکاست دروغ بزرگی ست .

    یا علی .

  3. سلام.بنده بعنوان مدرس دوره های جنگ نرم و فضای مجازی در مدارس و دانشگاههای مازندران فعالیت میکنم.استاد عباسی در یکی از سخنرانی هاشون درباره ویژگی های استراتژیک مقام معظم رهبری به یک نموار اشاره کردند که در اون جلسه نمایش داده نشد.چون فکر میکنم ارائه این فایل به دانش آموزان و دانشجویان خیلی مفید باشه،خواهش میکنم در صورت امکان فایل رو در اختیار بگذارید تا با ذکر منبع ازش استفاده بشه.موید باشید

  4. بهرحال خوبه اگه بازی برد برد باشه.توکل به خدا
    امیدوارمون کردین.خدا خیرتون بده

  5. با آرزوی موفقیت برای همه اساتید و متفکران بیدار و آگاه کشورمون…اما تا جایی که اطلاع دارم یونان هیچ وقت اسرائیل رو به رسمیت نشناخت و اصلا شاید برای همین از حمایت واقعی سرمایه داران غربی بی بهره و در خط مقدم بحرانهای اقتصادی قرار گرفت.نمی دونم..شاید هم ؟ باید بیشتر تحقیق کنم.

    • امیر ( مدیر سایت )

      سلام علیکم
      من خبر ندارم یونان اسرائیل رو به رسمیت شناخته یا نه!
      اما اقتصاد یونان بر پایه ی نظریه های کینز ، و اقتصاد نئو کینزی ها اونجا برقراره
      و اگر یونان با اقتصاد نئوکینزی به اینجا رسیده چرا ما باید با طرح آقای روحانی ( که در صفحه ی ۷۸۲ کتابش گفته اقتصاد مطلوب برای ایران اقتصاد نئوکینزی ها است ) دنبال رو این اقتصاد باشیم و راه یکبار رفته اونا رو دوباره طی کنیم و به ورشکستگی برسیم.

  6. با سلام به خدمت دکتر روش کننده اذهان عموم مردم ایران مثل همیشه سنجیده تحلیل نمودید اگر براتون امکان داره یک سخنرانی مفصل در این زمینه بگذارید تحلیل مردم جامعه را نیز پاسخ بفرمایید تا رفع ابهام شود.
    موفق و موید در پناه آقا امام زمان و نایب بر حقش امام خامنه ای

  7. شرق خبرگزاری منصفی به نظر نمی آد

    دکتر حرف هایی که روزنامه های اصلاح طلب ازشون منتشر کردن رو تکذیب کردن
    من یه جا این متن رو طور دیگه ای خوندم
    لطفا یه چک کنید

  8. سلام. با تشکراز جناب دکتر.من هم با این قسمت از صحبتهای ایشان کاملا موافقم که برخی از مردم وبنظرخودم بالاخص قشری از دانشجویان اینطوراستنباط میکنندکه با مذاکره گویا تمامی مشکلات حل خواهدشد.بایدذهن ها راروشن کرد.ممنون

  9. سلام
    خدا قوت
    متاسفانه روشنفکری در جامعه به گونه ای اشتباه جا افتاده تا زمانی که روشنگری توسط نخبگان و اساتید صورت نگیره این راه به بی راهه ختم میشود

  10. سلام
    صبحتهای که جناب دکتر کرده اند سنجیده و درست است, ولی دوستان, مشکلات کنونی کشور ما همه اش به عدم رابطه ایران با آمریکا بر نمی گرده, و در بسیاری مواقع از دشمنی به ظاهر دوستان و بی کفایتی مسولین دولتی خودمان می باشد و بایستی اذعان نماییم که این عدم رابطه باعث حیف و میل منابع عظیم مالی کشورمان می باشد از جمله باجهای کلان اقتصادی که به کشورهای همسایه از جمله چین و روسیه می دیم, کشورهای عربی که با ایجاد شرکتهای چند ملیتی, کالاهای مورد نیاز کشورمان را به چندین برابر بهمون می فروشند, کشور ترکیه که جایگاه ترانزیتی ایران را تصاحب کرده و بهمون فخر می فروشه و …
    ایا اینا دلایل لازم برای ارتباط با آمریکا به قول معروف امام (ره) شیطان بزرگ نیست, ایا واقعا ما انقدر کشور غنی و ثروتمندی هستیم که هزینه زندگی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و چین و روسیه را بدیم.
    خیلی از شخصیتها و کشورهای مخالف این ارتباط به فکر مصلحت ماو کشورمان نیستند بلکه دنبال منافع اقتصادی خودشونند و گاهی از راه دین نه می آرند و گاهی از جنبه های دیگر زیر سوال میبرند.
    عده ای نیز به خاطر اعتقاد دینی و مذهبی مخالفند, ولی آن کسانی که با این باور دینی مخالفند, باید بدونند که بزرگترین کمک کننده تسلیحاتی به کشور عراق روسیه سابق می باشد همان پوتینی که دستش به خون شهدای مسلمان چچنی آلوده است و با افتخار پا به سرزمین ایران می گذرد پس چرا هیچ موقعه شماها اعتراض نمی کنید, ایا جزاین است که….

    • امیر ( مدیر سایت )

      سلام علیکم
      جز این است که اگر به پای میز مذاکره با آمریکا برویم اولین پیش شرط آمریکا برای مذاکره به رسمیت شناختن اسرائیل و عدم حمایت از مظلومین فلسطین ، حزب الله لبنان ، سوریه و دیگر مظلومان عالم است؟
      و این دفعه ما هم باید با مستکبران جهانی به کشته شدن مسلمانان فلسطین و بحرین و لبنان و … همراه شویم
      جز این است که یکی از پیش شرط های آمریکا به رسمیت شناختن وهابیان مسلمان کش است؟
      جز این است که یکی از پیش شرط ها قبول حق هم جنس بازها در کشور است ؟
      جز این است که یکی از پیش شرط ها حذف سپاه ، بسیج و نیروی قدس است ؟
      جز این است که یکی از پیش شرط ها اجازه به نشریات لیبرال برای فعالیت در کشور اسلامی است ؟
      جز این است که یکی از پیش شرط ها وازکتومی و کنترل جمعیت و کاهش جمعیت شیعه است ؟
      و …
      اگر با دشمن کنار بیایی ، دشمن ما رو به دین خودش در میاره

      اگر قرار است مذاکرات به نفع ایران باشد باید آمریکا به دین ما در بیاید.

      • با سلام خدمت دوست عزیزمان امیر خان
        جناح مذاکره کننده ایرانی از ابتدا پیش شرط را برای شروع مذاکره رد کرده که یکی از راهکارهای مذاکره همین ؛نبود پیش شرط میباشد.
        مبحث مذاکره خصوصیات خاص خود را دارد که باید اصولش رعایت شود و مسلما دو طرف به این مسائل واقف هستند ولی همانطور که قبلا هم گفتم مشکل اساس مذاکره نیست مسئله اساسی توجه به عقبه کشورو توجه نکردن به پایه های اساسی جامعه می باشد .
        تا زمانی که جامعه با ناکثین و فاسطین و مارقین در داخل مشکل دارد و ما فرهنگ اسلامی را در جامعه نهادینه نکرده باشیم این مذاکرات برای جناح ایرانی منشا خیر نخواهد بود.

  11. سلام
    لینکی از این همایش ندارید؟
    اگه بود حتما قرار دهید.
    سپاس.

  12. با سلام
    بنده هم با تحلیل دکتر در باب ارتباط با امریکا موافقم. هرکی با این کشور ارتباط داره به مشکل اقتصادی خورده ما باید خیلی محتاط باشیم

  13. با سلام و خسته نباشید
    فایل تصویری یا صوتی این سخنرانی استاد را ندارید؟؟

  14. اصطلاحی تحت نام «جنگ تحمیلی»: نگاهی دیگر به آن، به مناسبت سی و سومین سال شروع جنگ ایران و عراق، از حمید احمدی
    امتیاز کاربران
    ضعیفعالی
    ١٣٩٢/٠٧/٠٢- جُستارهایی درباره جنگ ایران و عراق:

    اصطلاحی تحت نام «جنگ تحمیلی» مدت ۳۳ سال است که از سوی دستگاه تبلیغاتی و رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی به کار گرفته می شود. این اصطلاح از فرط تکرار و تلقین در بخشی از جامعه ایران، تا امروز به عنوان یک غلط مصطلح رایج است.

    رژیم جمهوری اسلامی تاکنون دلیل قابل پذیرشی که چرا و چگونه این جنگ به او تحمیل شده، ارائه ننموده است. صرفاً ادعا می شود که: «به هیچوجه، راهی برای کسب دوستی با بغداد وجود نداشت؛ زیرا از همان ابتدا دشمنی و کینه خود را نسبت به انقلاب نشان داد» (۱). بر پایه این ادعا تأکید می شود که: «جنگ از اول به ما تحمیل شده» (۲ ).

    جُستاری که در این نوشتار از نظر می گذرد، با این ادعا همخوانی ندارد و آن را تایید نمی کند. اینک به آن می پردازیم.

    Ahmadi-Hamid-1در ۱۲ فوریه ۱۹۷۹ (۲۳ بهمن ۱۳۵۷ یعنی یک روز بعد انقلاب) دولت عراق، جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخت و با ارسال پیامی برای دولت ایران اظهار امیدواری کرد که از این پس روابط دو کشور خوب و شفاف باشد و صدام حسین، برقراری روابط حسنه با دولت ایران بعد از انقلاب را به مصلحت رژیم خود می دانست (۳).

    در هفته اول آبان ۱۳۵۸، کنفرانس کشورهای غیر متعهد در کوبا تشکیل شد و از ایران ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه وقت ایران و منصور فرهنگ به عنوان مشاور وزیر خارجه در این کنفرانس شرکت کردند. در ملاقاتشان با صدام حسین و گفتگو با سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق در کوبا، منصور فرهنگ درباره گفتگوهای آنروز، چنین می گوید: «در اینجا باید اشاره کنم که ملاقات دو ساعته ما با صدام حسین و گفت و گوهای بعدی با سعدون حمادی مرا متقاعد کرد که صدام حسین از مقبولیت انقلاب ایران در میان شیعیان عراق نگران و معتقد بود که برقراری رابطه با ایران به صلاح او و رژیم بعث است و آینده حکومت او را تأیید می کند.» (۴)

    در کتاب درس تجربه (خاطرات ابوالحسن بنی صدر در گفت و گو با حمید احمدی که در سال ۱۳۸۰ در آلمان چاپ شده) پرسش زیر با ایشان در میان گذاشته شد:

    احمدی: آیا این موضوع واقعیت دارد که پس از پیروزی انقلاب حتی در فاصله زمانی کمتر از یک هفته بعد از انقلاب، صدام حسین کسانی را که گویا از خانواده روحانیون ایرانی مقیم عراق و از آشنایان آقای خمینی هم بودند به نزد آقای خمینی فرستاد و به نحوی از عملکرد خودش در اخراج ایشان از عراق عذرخواهی کرد و همچنین خواستار برقراری مناسبات سیاسی حسنه با دولت بعد از انقلاب و کشور ایران شد؟ آیا درست است که آقای خمینی با این خیال و تصور ذهنی چون اکثریت جمعیت عراق مسلمان شیعه هستند، لذا بعد از انقلاب ایران، در عراق هم جنبش اسلامی بپا می شود و رژیم صدام حسین رفتنی است و بر پایه این تصور، به درخواست صدام حسین و به فرستاده او پاسخ منفی داده بود؟

    بنی صدر: بله، صحیح است. صدام حسین آقا موسی اصفهانی، نوه آقا سید ابوالحسن اصفهانی که از مراجع مشهور تاریخ شیعه بود، به نزد آقای خمینی فرستاد. آقا موسی یک زندگانی پرماجرایی داشت، آن زمان، در دانشگاه بغداد تدریس می کرد. او نزد این جانب آمد تا از طریق این جانب پیام صدام را به آقای خمینی برساند. صدام پیغام داده بود از رفتار خود پوزش می خواهد. آماده همه گونه جبران و همکاری با دولت جدید است. پیام صدام را به آقای خمینی گفتم. گفت: صدام شش ماه هم در عراق دوام نمی آورد، چون می داند که امواج مردم عراق بر می خیزد و او را هم می برد آن جا که شاه را برد، به التماس افتاده و می خواهد از ما مشروعیت بگیرد و رژیم خود را نجات بدهد. آقا موسی از طریق دیگر هم می کوشید، اما نتیجه نگرفت. این توضیح به موقع است که در یک دوره آقای خمینی می کوشید، حساب رژیم های کشورهای عرب را از مردم عرب جدا کند. قطع رابطه با رژیم سادات و ضدیت با اسرائیل و تعیین روز فلسطین و آمدن عرفات به ایران. اما از آن جا که رفتارش فرصت طلبانه و موقعیت طلبی شخصی بود، نتوانست مردم عرب را متقاعد کند که در رفتار خویش صادق است. جریان «ایران گیت» ها و روابط پنهانی با اسرائیل با تجویز آقای خمینی، کار را وارونه کرد.» (۵)

    آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود فضای آن ایام و موضع آیت الله خمینی را در این رابطه، چنین می نویسد:

    «واقعیات تاریخ را اگر انسان نگوید به تاریخ و در حقیقت به نسل آینده خیانت کرده است، وقتی که انقلاب پیروز شد یک غرور مخصوصی هم بیت امام و هم ما و هم دیگران را فرار گرفت. ما می گفتیم مسئله، مسئله اسلام است و ایران و عربستان و سایر کشورها ندارد، انقلاب اسلامی است و امام هم رهبر جهان اسلام است … در بُعد سیاست خارجی، شعارها همه بر اساس صدور انقلاب و اینکه انقلاب مرز نمی شناسد و این قبیل مسایل متمرکز بود. این شعارها کشورهای همجوار را به وحشت انداخت. و این فکر برای آن ها ایجاد شد که این ها به این شکل پیش می روند فردا نوبت ماست … عربستان سعودی و امارات هم تقریباً یک چنین موضعی داشتند و رادیو و تلویزیون شان علیه ایران تبلیغات را شروع کرده بودند، من احساس می کردم که ما مورد تهاجم قرا می گیریم. البته شاید دیگران هم این احساس را داشتند ولی من به سهم خودم یک روز رفتم منزل آقا شیخ محمد یزدی در قم، آن وقت هنوز امام در قم بود و در منزل آقای یزدی سکونت داشتند. به امام عرض کردم: هر انقلابی که در دنیا به پیروزی می رسد، معمولاً هیأت های حسن نیت را برای کشورهای مجاور می فرستند و خط مشی خود را برای آن ها توضیح می دهند و با آن ها تفاهم می کنند، و این گونه که امروز عراق و دیگران تحریک شده اند و دائماً علیه ما تبلیغ می کنند خطرناک است. بجاست هیأت های حسن نیت به کشورهای مجاور فرستاده شود تا یک مقدار این تشنج ها کاهش پیدا کند. ایشان فرمودند: وِل کن، ما کاری به دولت ها نداریم. من عرض کردم: نمی توانیم دور کشورمان را دیوار بکشیم، بالاخره این ها دولت هایی هستند در مجاورت ما و وحشت این ها را گرفت. ایشان فرمودند: نخیر، ما می خواهیم دور کشورمان را دیوار بکشیم. اصلاً ایشان حاضر نبودند که اسم دولت ها به میان بیاید، همان که در نظر ما بود که ملت ها ملاک هستند، در نظر امام همین مسئله بود و می فرمودند، ملت ها با هم هستند. به نظر من اگر یک مقدار تفاهم می کردند، شاید بهانه به دست آن ها نمی آمد، بالاخره این زمینه برای آن ها فراهم شد. دولت های استعماری هم با توجه به همین احساس و وحشت به آن ها نزدیک تر شدند و آن ها را تحریک و تطمیع کردند تا بالاخره عراق به ما حمله کرد» (۶).

    آیت الله خمینی در ۷ اسفند ۱۳۵۷ یعنی دو هفته بعد از انقلاب، هنگامی که هیأتی از شیعیان کویت به سخنگویی حجت الاسلام مُهری به دیدار او آمده بودند، به لزوم تشکیل یک دولت بزرگ اسلامی تأکید می ورزید و می گفت: « یک دولت بزرگ اسلامی باید بر همه جهان غلبه کند.» (۷)

    دولت کویت حرکات و اقدامات و اظهارات حجت الاسلام مُهری در کویت را مداخله در امور داخلی کشور و تحریک افراد به قیام علیه دولت خود تلقی کرد و مُهری را با گروهی از اطرافیانش شامل ۱۹ نفر در ۵ مهر ۱۳۵۸ از کویت اخراج کرد (۸).

    روزنامه رأی العام چاپ کویت در همان روزها که مصادف با اخراج حجت الاسلام مُهری از کویت بود، نوشت: « چنین معلوم است که تهران مایل است به نام اسلام یک امپراتوری را دوباره ایجاد نماید … اعراب به هیچکس اجازه نمی دهند، در بین آن ها تفرقه افکنده و زیر لوای شعارهای دروغین در امور داخلی آنان دخالت کند.» (۹)

    سفیر کویت در ایران در همان زمان در رابطه با اخراج حجت الاسلام مُهری و گروهی از اطرافیانش از کویت در مصاحبه ای اظهار داشت: « ما همین قدر که مطمئن شویم هیچ مداخله ای در امور داخلی یکدیگر انجام نشود، ما حاضر به حمایت بدون قید و شرط از ایران هستیم. ما یک اقلیت ایرانی [شیعه] در کویت داریم که آن ها را جزء جامعه خود می دانیم. اما آنچه ما می خواهیم آن است که بگذارند ما مسئله را حل کنیم و مایل نیستیم کشور دیگری در این مسائل مداخله کند.» (۱۰)

    مشابه همین واکنش به شکل دیگری از سوی دولت بحرین دیده می شود که ماجرای آن از جمله در رابطه با شعارها و ماجراجویی های شیخ صادق خلخالی حاکم شرع منتخب آیت الله خمینی بود که در برابر واکنش دولت بحرین، تهدید کرد که ادعای اراضی خود را نسبت به بحرین دنبال خواهد کرد. این امر موجب تشنج در رابطه دو کشور ایران و بحرین گردید و دولت بحرین با توجه به وجود اکثریت شیعه در جمعیت بحرین، این مسائل را دخالت در امور داخلی و ایجاد ناآرامی در کشور خود دانست (۱۱).

    به دنبال مسائل و رخدادهای ذکر شده در کویت و بحرین، رژیم عراق در همان روزها بدون ذکر نامِ جمهوری اسلامی، اظهار داشت: قدرت عراق علیه هر کشوری که بخواهد به حاکمیت کویت یا بحرین تجاوز کند و یا به مردم و یا تمامیت ارضی آن کشورها آسیب رساند به کار می رود و در همین رابطه روزنامه الثوره ارگان حزب بعث تأکید کرد: «نیروهای حاکم در ایران که هنوز سه جزیره را در خلیج [فارس] در اختیار دارند، سعی دارند، بحرین را نیز مالک شوند … عراق هرگونه بهانه ای را برای مداخله خارجی و یا هر کوششی را برای تحمیل یک فرمول غیر قابل اکثریت مردم در هر کشوری مفروض را مردود می داند» (۱۲).

    نمونه دیگر، در رابطه با عربستان سعودی، می توان به جریان تسخیر مسجد اعظم مکّه توسط مخالفان خاندان پادشاهی سعودی و شورش شیعیان عربستان به پاسگاه پلیس اشاره داشت. واقعه تسخیر مسجدالحرام چون ضعف دولت عربستان سعودی و آسیب پذیری آن را نشان می داد به همین جهت زمامداران آن سعی کردند که واقعه را ناچیز جلوه دهند. ملک فهد در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار مجله نیوزویک گفت: « گروهی که مسجد را تسخیر کردند، افراد کافری بودند که از اسلام تعبیر غلطی دارند» (۱۳). ولی رادیو ایران در برنامه رادیویی خود که جریان مبارزه شیعیان در عربستان سعودی را پخش کرد، رژیم سعودی را مخالف اسلام و نمونه دیگری از تسلط شاهان و فساد آنان معرفی نمود که جرقه های انقلاب در آن مشاهده گردیده است و تسخیر کنندگان مسجدالحرام مکّه را نیز مسلمانان مترقی ستمدیده دانست و عمل آنان را تأیید کرد (۱۴).

    آیت الله خمینی در نخستین سالگرد انقلاب (در ۲۲ بهمن ۱۳۵۸) صریحاً به مسئله صدور انقلاب اسلامی تأکید ورزید و گفت: «ما باید به هر قیمت شده انقلاب خود را به تمام ممالک اسلامی و تمام جهان صادر کنیم.» (۱۵)

    آیت الله خمینی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ پس از آمدن از قم به تهران و اقامت در محله جماران تهران و در دیدار با مردم آن محله و خطاب به مردم ایران تصریح کرد که: « شما باید اسلام را به پیش ببرید و انشاءالله اسلام را به تمام دنیا صادر کنید و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرت ها بفهمانید.» (۱۶)

    در نخستین سالگرد انقلاب ایران، اولین کنگره بین المللی اسلامی با شرکت «امامان جمعه و جماعت» در تهران تشکیل شد و در آن تعداد زیادی از امامان جمعه و افراد مذهبی کشورهای اسلامی حضور پیدا کردند. آیت الله خمینی در دیدار با نمایندگان این کنگره گفت: « امر اسلام، امر جهانی است. خداوند همه مسلمانان را موظف کرده که برای برقراری حکومت عدل الهی در سراسر جهان از جان و مال و ایثار فرزندان و جوانان بکوشند» (۱۷).

    حدود دو ماه بعد، در خرداد ۱۳۵۹ به دعوت رسمی فرمانده سپاه پاسداران، شورای انقلاب اسلامی جزیره العرب (عربستان سعودی، یمن، قطر، عمان، امارات متحده عربی) وارد تهران شدند و سخنگوی این شورا در سخنان خود در تهران گفت: « همانطور که می دانید انقلاب اسلامی ایران اکنون امید تمام ملل مسلمان و جنبش های آزادیبخش در جهان است. این انقلاب امید ماست و ما خود را جزئی از این انقلاب می دانیم و ایمان داریم که انقلاب، تنها با پیروی از مشی و رهبری انقلاب اسلامی به پیش می رود» (۱۸).

    آیت الله خمینی در میان کشورهای اسلامی منطقه بیش از همه جایگاه ویژه ای برای صدور انقلاب به عراق قائل بود. در ۲۹ فروردین ۱۳۵۹ (۵ ماه قبل از حمله ارتش عراق به ایران) رادیو تهران صحبت های آیت الله خمینی را که به شدت از رئیس جمهور صدام حسین انتقاد کرد و از ارتش عراق خواست که رژیم بعثی را سرنگون کند، پخش نمود. او گفت: دولت عراق دولت نیست. آن ها مجلس ندارند. تعدادی افراد نظامی هستند که می نشینند و کارهایی که دلشان می خواهد انجام می دهند … آن ها عناصر پوسیده ای هستند. صدام خیلی چیزها گفته است. او گفته است که «ما عرب هستیم» تمام ملت های مسلمان باید معنی این عبارت را که «ما عرب هستیم» بدانند. معنای آن این است که آن ها اسلام را نمی خواهند. این مردم می خواهند دوباره بنی امیه را زنده کنند … آیت الله محسن حکیم فتوا داد که حزب این جماعت خدانشناس است. آیت الله حکیم گفت که آن ها کافر هستند. اگر ملت عرب می خواهد در راه خدا و اسلام خدمت کند باید با این افراد ضدیت نماید. آیا ارتش عراق که افراد آن مسلمان شیعه و سُنتی هستند به خاطر اسلام ندای عربیسم می دهند؟ اسلام شامل عرب و غیر عرب است … بعث عراق با اسلام می جنگند و ملت نجیب عراق باید خود را از چنگال آن نجات دهد. همانطور که ارتش عراق باید متوجه باشد که شاه مخلوع مخالف اسلام است و ارتش به ملت ملحق شد و در انقلاب اسلامی شرکت نمود، همانطور ارتش عراق باید قیام نماید … تو ارتش عراق به ملت بپیوند همانطور که ایرانیان کردند. تو در مقابل خداوند مسئول هستی … ایران، امروز کشور رسول خداست. انقلاب آن اسلامی است. حکومت آن و قوانین آن اسلامی است. ما می خواهیم یک کشور اسلامی درست کنیم. ما می خواهیم که اعراب، ایرانیان، ترک ها و سایر ملت ها را زیر پرچم اسلام داشته باشیم. چرا قبایل عراق ساکت نشسته اند وقتی که می بینند این دار و دسته بعثی دسته دسته جوانان عراق را در سیاه چال ها می کُشند. چرا ارتش عراق هنوز ساکت است و از کسانی که ضد اسلام و ضد قرآن هستند حمایت می کند ….»

    روزنامه جمهوری اسلامی چاپ تهران، صحبت های آیت الله خمینی را که از رادیو پخش شده بود، تحت عنوان «ملت عراق باید خود را از چنگال دشمن آزاد کند. ملت عراق باید این حزب غیر اسلامی در عراق را از میان بردارد» چاپ کرد (۱۹).

    زمامداران جمهوری اسلامی در راستای سیاست «صدور انقلاب اسلامی» به ایجاد دانشگاهی برای آموزش و تربیت کادر «انقلابیون اسلامی» از طلبه های کشورهای اسلامی و بویژه از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس دست یازیدند. «دانشگاه بین المللی اسلام» ۵۰۰ طلبه خارجی در قم و ۳۰۰ طلبه خارجی در تهران را زیر پوشش آموزشی خود قرار داد. برای تأسیس این دانشگاه و تأمین هزینه های این مرکز و نیز مخارج طلبه ها، لایحه ای برای این منظور در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید (۲۰).

    «دانشگاه بین المللی اسلام» آدمی را به یاد تأسیس «دانشگاه بین المللی کمونیستی شرق» (کوتو) در مسکو در سال ۱۹۲۰ میلادی می اندازد. حدود سه سال پس از انقلاب اکتبر، برای کادرسازی انقلابیون کمونیست از کشورهای شرق در ۶۰ سال پیش از انقلاب ایران، چنین مرکز آموزشی که دوره آن دو سال بود، ایجاد کردند. بعدها، کمونیست هایی را از شرق می شناسیم که در سال های جوانی این دانشگاه را گذراندند و بعدها از مبارزین کمونیست کشورهایشان شدند. به عنوان مثال از ایران، اردشیر آوانسیان، عبدالحسین حسابی، ذره، حسین شرقی، رضا روستا و … از آموزش دیدگان «کوتو» بودند. به هر روی، موضوع نوشتارمان را پی می گیریم.

    آیت الله خمینی با پیروزی سریع انقلاب در ایران، می پنداشت که چون پیامبر اسلام رسالتی دارد برای گسترش اسلام و در مرحله نخست، گویا یک امپراتوری اسلامی به رهبری وی برپا خواهد شد. او در آن ایام، زمامداران ممالک اسلامی را مانعی در راه این هدف می دانست و با چنین لحنی می گفت «سران ممالک اسلامی هم به اسم اینکه ما مسلمان هستیم و به اسم اسلام، چه جنایاتی که نمی کنند» (۲۱).

    سیاست «صدور انقلاب اسلامی»، زمامداران کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را نگران امنیت داخلی و شورش احتمالی شیعیان در کشورشان را تهدید کننده می دانستند. شیعیان در برخی از این کشورها، اکثریت جمعیت را تشکیل می دادند: شیعیان عراق حدود ۶۰ درصد، بحرین حدود ۷۵ درصد، کویت ۳۰ درصد، ابوظبی ۲۰ درصد، دوبی ۳۰ درصد، قطر ۳۰ درصد و در عمان ۵۰ درصد (۲۲).

    علاوه بر مشی سیاسی صدور انقلاب اسلامی، موضوع بسیار حساس و تحریک کننده دیگر، مسئله موضع گیری برخی مسئولین و غیر مسئولین درباره تنگه هرمز در خلیج فارس بود که به حفاظت انحصارطلبانه ایران بر این تنگه استراتژیک، تأکید می ورزیدند. این موضع گیری نگرانی هایی را نه تنها در میان کشورهای منطقه خلیج فارس بلکه در سطح بین المللی به وجود آورده بود. شاید گفتنی باشد، نگارنده این سطور در روز ۲۸ مهرماه ۱۳۵۸ (دو هفته پیش از جریان گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا و ۱۱ ماه پیش از شروع جنگ و حمله عراق به ایران) طی دعوتی در دفتر روزنامه اطلاعات در تهران در مصاحبه میز گرد در دفتر آن روزنامه، درباره اهمیت استراتژیک تنگه هرمز شرکت کردم و به نادرستی اظهار نظرهایی که از سوی برخی مقامات مسئول جمهوری اسلامی مطرح شده، اشاره نمودم که بخشی از آن صحبت ها در صفحه ۹ روزنامه اطلاعات در مورخه ۲۸ مهر ۱۳۵۸ چاپ شد: « در ارتباط با مسئله خلیج فارس و تنگه هرمز که این روزها نگرانی های زیادی بوجود آورده است، نظر ناخدا حمید احمدی کارشناس مسایل استراتژی نظامی – سیاسی را جویا شدیم. او در این باره می گوید، بر اساس اصل عبور بی ضرر در تنگه هرمز، هیچ دلیل توجیه کننده ای که مسئولیت حفاظت و امنیت این تنگه با کشور خاصی به تنهایی باشد وجود ندارد. بدین جهت مسئولیت حفاظت و امنیت این منطقه می بایستی بی تردید با همه کشورهای حوزه خلیج فارس به طور مشترک باشد. این تنگه برای همه کشورها یک راه آبی بسیار مهم و استراتژیک است، زیرا برابر بررسی ها و تحقیقات انجام شده تا سال ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) یعنی تا حدود ۱۵ سال آینده، پنجاه درصد انرژی دنیا از نفت می باشد و در حال حاضر ۵۵ و نیم درصد ذخائر نفت شناخته شده جهان در خلیج فارس وجود دارد. از طرفی، ۴۸ درصد تولید نفت سالانه جهان از این منطقه تأمین می شود. وارد کنندگان نفت از منطقه خلیج فارس عبارتند از: آمریکا ۳۷ درصد، اروپای غربی ۷۵ درصد، ژاپن ۸۰ درصد. این ارقام می تواند نشان هایی بر این باشد که باور کنیم، تنگه هرمز نمی تواند در انحصار یک کشور از کشورهای منطقه خلیج فارس باشد … بنابراین، این سخنان، درون تهی است و تحریک کننده زیرا سیاست همزیستی مسالمت آمیز ایجاب می کند که در این قسمت از جهان، مناقشات سیاسی به صحنه نبرد نظامی کشیده نشود.»

    به هر روی، در طول ۱۹ ماه بعد از انقلاب یعنی تا مقطع حمله ارتش عراق به ایران، تأکید بر مشی سیاسی «صدور انقلاب اسلامی» همواره از سوی آیت الله خمینی بیان و تأکید می شد که به نمونه هایی از آن اشاره کردیم. مشی سیاسی و برخی اقدامات عملی در رابطه با سیاست «صدور انقلاب اسلامی» در این دوره، جایگاه برجسته و نمایانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی داشت. این سیاست توام با اقدامات آشکار و پنهان موجب نزدیک شدن اغلب کشورهای عربی منطقه خلیج فارس به عراق شد و آنرا به عنوان سپر دفاعی خود در برابر صدور انقلاب اسلامی و پیامدهای آن قرار دادند و از جمهوری اسلامی فاصله گرفتند. در حالیکه پیش از آن، کشورهای عربی همسایه عراق نه تنها با صدام حسین همدلی نداشتند بلکه با او مشکل و مسئله داشتند و حاضر نبودند از رژیم بعثی عراق حمایت کنند. اما، از میانه سال ۱۳۵۸، یعنی حدود ۸ ماه بعد از انقلاب ایران، دو کشور عراق و عربستان سعودی به یکدیگر نزدیک شدند.

    در ۲۹ شهریور ۱۳۵۸، یعنی یک سال پیش از شروع جنگ، پیمان امنیت متقابل بین دو کشور عراق و عربستان سعودی امضاء گردید (۲۳). در دی ماه ۱۳۵۸، عزت ابراهیم الدوری عضو برجسته شورای رهبری انقلاب عراق به عربستان مسافرت کرد و مدت یک هفته در آن جا اقامت نمود و با سران عربستان سعودی به مذاکره پرداخت. در بهمن ۱۳۵۸، شاهزاده عبدالله معاون اول نخست وزیر عربستان سعودی به بغداد آمد و با صدام حسین ملاقات کرد. در تیر ماه ۱۳۵۹ سعدون حمادی وزیر خارجه عراق به جدّه رفت و پیام صدام حسین را به ملک فهد تسلیم کرد. در ۱۳ مرداد ۱۳۵۹، هفت هفته قبل از حمله نظامی عراق به ایران، صدام حسین شخصاً به اتفاق طارق عزیز معاون نخست وزیر به دیدار پادشاه عربستان سعودی رفت و طی دو روز اقامت در ریاض، مذاکرات لازم را انجام داد. علت ظاهری ملاقات، گفتگو درباره تصمیم اسرائیل به الحاق تمام بیت المقدس به خاک اسرائیل بود ولی همه آگاهان سیاسی عقیده داشتند که صدام حسین در این ملاقات درباره روابط عراق با ایران گفتگو نموده است. در اعلامیه ای نیز که در آن زمان صادر شد، قید گردید که «وضع جدید در دنیای اسلام» که به روشنی نشان از رژیم جمهوری اسلامی ایران داشت، مورد مذاکره قرار گرفت (۲۴).

    می توان گفت که صدام حسین در مذاکرات خود با پادشاه و ولیعهد عربستان سعودی، موضع عراق در مبارزه با دولت جمهوری اسلامی ایران و نتایج آن را برای زمامداری عربستان سعودی روشن ساخت و تصمیم خود را برای مبادرت به جنگی تمام عیار با ایران به اطلاع آنان رسانید و از آنان اطمینان گرفت که عربستان سعودی و با همکاری و اِعمال نفوذ آن، کشورهای عربی خلیج فارس که آن ها نیز به نوبه خود از اقدامات و تبلیغات جمهوری اسلامی ایران درباره «صدور انقلاب اسلامی» نگران بودند و از عراق به عنوان سنگر مقدم مبارزه علیه حکومت شیعه ایران حمایت مؤثر نمایند و در روابط بین المللی، با جلب نظر مساعد دولت آمریکا، از عراق پشتیبانی کنند (۲۵).

    صدام حسین با جلب موافقت عربستان سعودی و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس برای جنگ با ایران توانست از امکانات مالی و نظامی و تدارکات عظیم این کشورها بهره برداری کند. رژیم عراق در آخرین سال قبل از جنگ حدود ۳۸ میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و با این وجود، کشورهای نفتی منطقه خلیج فارس (عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی و قطر) حاضر به پرداخت ۱۴ میلیارد دلار وام بدون بهره به عراق شدند (۲۶).

    بدین ترتیب، صدام حسین با انگیزه ای جاه طلبانه که گویا با پیروزی نظامی بر ایران، می تواند از یک سو مانع صدور انقلاب اسلامی به عراق گردد و از سوی دیگر، می تواند جایگاه خود را به عنوان قدرتمندترین کشور منطقه خلیج فارس ارتقاء دهد. او با سودای رهبری اعراب و یا لااقل رهبری کشورهای عربی منطقه خلیج فارس طرح ریزی حمله نظامی گسترده به ایران را آغاز کرد. از روی برخی فاکت ها می توان گفت که او از ماه های آخر سال ۱۳۵۸ یعنی ۸-۷ ماه قبل از حمله نظامی به ایران، نوع خرید برخی تسلیحات جدید توسط رژیم صدام حسین می تواند نشان دهد که زمینه تدارک برای اجرای حمله نظامی خود به ایران را از این مقطع زمانی طرح ریزی کرده باشد. به عنوان مثال، خرید دو هزار دستگاه تانک نفربر خاکی – آبی از برزیل در زمستان ۱۳۵۸ از نوع Type-ee-11-Amphiobious که از نقطه نظر نظامی به منظور عملیات عبور دادن نیروهای نظامی خود از رودخانه کارون به خاک ایران بوده است (۲۷).

    از فروردین – اردیبهشت ۱۳۵۹، شبح جنگ نمایان می شد. در ۲۷ فروردین ۱۳۵۹، سعدون حمادی وزیر خارجه عراق طی مصاحبه ای در هلسینکی در پاسخ به این سئوال که آیا احتمال جنگ بین دو کشور وجود دارد، اظهار داشت: «هیچ چیز غیر ممکن نیست اما احتمال درگیری مسلحانه بین دو کشور وجود ندارد، اما تا زمانی که خمینی اصرار دارد انقلاب باید در سراسر جهان اسلام ادامه داشته باشد، مناقشه دو کشور ادامه خواهد یافت.» (۲۸)

    از اردیبهشت ۱۳۵۹ بر تعداد زد و خوردهای مرزی و دامنه آن افزوده شد و ارتش عراق با نبردهای پراکنده و تقریباً روزانه، ارتش ایران را در چند جبهه، مبارزه با کردها، با سران عشایر در مررزهای عراق، مشغول نگاه می داشت.

    زمامداران عراق که به اهمیت نقش سازمان های بین المللی و افکار عمومی مردم جهان واقف بودند، می دانستند که در صورت جنگ با ایران به پشتیبانی آن ها نیازمند خواهند بود، به موازات اقدامات بالا، در سیاست خارجی روش تهاجمی در پیش گرفتند و به دبیر کل سازمان ملل متحد و رئیس ششمین کنفرانس جنبش غیر متعهدها نامه نوشتند و سعی کردند که با توجه به نظر مخالف دولت های جهان نسبت به جمهوری اسلامی پس از اشغال سفارت آمریکا در ایران و گروگانگیری، ذهن آن ها را نسبت به اعمال دولت ایران باز هم بیشتر معطوف نمایند.

    زمینه دیگری که به تصمیم صدام حسین در حمله نظامی به خاک ایران قوت بخشید، جریان اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری بود. این عملی بود بر خلاف قواعد و عرف بین المللی که موجب محکومیت ایران در مجامع بین المللی و نیز بین دولت ها گردید. شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آراء این اقدام ایران را محکوم کرد و با تأکید به لزوم آزاد کردن فوری گروگان ها، دو قطعنامه صادر کرد. دیوان بین المللی دادگستری و جامعه مشترک اروپایی، گروگانگیری را محکوم کردند. آمریکا در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ رابطه سیاسی خود را با ایران قطع کرد.

    جریان گروگانگیری، رژیم جمهوری اسلامی را در صحنه سیاست جهانی منزوی ساخت. موضع گیری ها و مخالفت های وسیعی در سراسر جهان علیه گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا، جریان داشت. بنابراین، انزوای سیاسی بین المللی و همچنین ترسیم چهره نامطلوب از حکومت اسلامی ایران در مجامع بین المللی، زمینه دیگری بود که به نوبه خود در قطعیت بخشیدن به تصمیم رژیم عراق به حمله نظامی به ایران نقش داشت. ابعاد عمل گروگانگیری برای دولت و مردم آمریکا و صدمات روانی که به آن ها وارد آمده بود، بیش از آن بود که آیت الله خمینی و پیروان او تصور می کردند. آیت الله خمینی با تأیید عمل گروگانگیری و با بیان این مطلب که این یک عمل انقلابی است و انقلابی بالاتر از انقلاب اول، عملاً کشور را تا آستانه حمله نظامی آمریکا به ایران سوق داد، بدون اینکه متوجه ابعاد پیامد عملکردها و موضع گیری های سیاسی – ایدئولوژیک خویش باشد.

    مردم آمریکا که از زمان جنگ ویتنام با یک نوع بدبینی به اعمال دولت خود نگاه می کردند، این بار یک صدا و متحد از دولت خود حمایت نمودند و دولت خود را به انجام اقدامات تلافی جویانه تشویق می کردند. عکس العمل دولت آمریکا برای جبران این وضعیت روانی و همچنین جریان گروگانگیری با مسئله موفقیت یا عدم موفقیت حزب دموکرات آمریکا در انتخابات دوره بعدی با کاندیداتوری ریاست جمهوری کارتر که چند ماه بعد در پیش بود، نیز ارتباط پیدا می کرد. ابعاد واکنش دولت آمریکا در رابطه با گروگانگیری و تقابل با ایران تا آنجا پیش رفت که طرح ریزی نظامی برای اجرای عملیات گسترده نظامی علیه ایران در دستور کار کاخ سفید آمریکا قرار گرفت.

    اوایل دسامبر ۱۹۷۹، (تقریباً اواسط آذر ۱۳۵۸) برژینسکی مشاور امنیتی کارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا مأمور طرح ریزی عملیات نظامی گسترده برای مقابله با رژیم جمهوری اسلامی شده بود. آنچه که موجب توقف اجرای آن طرح شد، پیاده شدن بیش از ۶۰ هزار نیروی نظامی شوروی سابق در ۲۶ دسامبر ۱۹۷۹ (۵ دی ماه ۱۳۵۸) در افغانستان بود.

    برژینسکی در کتاب خاطرات خود، درباره مسائل مربوط به این طرح نظامی و علت انصراف دولت آمریکا از اجرای آن، چنین می نویسد: « مسایلی که ما در ایران و کل منطقه با آن روبرو بودیم در هفته چهارم ماه دسامبر ۱۹۷۹ به کلی دگرگون شد. تجاوز شوروی به افغانستان [۵ دی ماه ۱۳۵۸] ما را وادار ساخت که در اقدامات بعدی خود در ایران مصالح کلی و هدف مهار کردن توسعه طلبی شوروی را در مدّ نظر داشته باشیم. به عبارت روشن تر، تجاوز شوروی به افغانستان به اهمیت تجهیز مقاومت کشورهای اسلامی در برابر شوروی، ما را از دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران که موجب تجزیه و پراکندگی در جهان اسلام می شد، برحذر داشت. در چنین شرایطی می بایست حتی الامکان از یک رویارویی نظامی بین ایران و آمریکا پرهیز کرد. در حالیکه تا قبل از تهاجم شوروی به افغانستان، سیاست آمریکا به تدریج در جهت دست زدن به یک اقدام نظامی در ایران پیش می رفت. تجاوز شوروی به افغانستان، این روند را متوقف ساخت و استراتژی ما از این تاریخ به بعد به ادامه تلاش برای نجات گروگان ها ضمن حفظ منافع ملی خود در منطقه استوار شد که در مجموع ما را به خویشتن داری در بکار بردن نیروی نظامی خود علیه ایران وادار ساخت.» (۲۹)

    ناگفته نماند، برژینسکی از ذکر چگونگی پیگیری آن بخش از سیاست دولت آمریکا، یعنی تلاش برای نجات گروگان ها در آن زمان، طفره می رود. در واقع، سیاستی که برای تلاش جان گروگان ها در آن زمان برگزیده شد، همانا حمایت دولت آمریکا و دادن چراغ سبز به دولت عراق برای حمله نظامی به ایران بود (۳۰). با شروع چنین جنگی، زمینه ای برای آزادی گروگان ها به طور غیر مستقیم فراهم می شد زیرا، حمله نظامی عراق به ایران، موجب نیاز تسلیحاتی دولت ایران به دولت آمریکا در این جنگ می شد و این امر می توانست حکومت ایران را وادار به آزاد کردن گروگان ها کند.

    به هر روی، شبح جنگ و زد و خوردهای پراکنده مرزی، به جنگی فاجعه بار منجر شد یعنی: طولانی ترین جنگ کلاسیک قرن بیستم در جهان، جنگی که سرانجام دو بازنده داشت، جنگی که آثار فاجعه بار انسانی و پیامدهای آن تا امروز بر دوش خیل عظیمی از مردمان ایران و عراق سنگینی می کند، جنگی که ابعاد خسارات مادی آن به ایران حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است (۳۱)، جنگی که پس از ۲۵ سال از پایان آن هنوز امکان تحقیق همه جانبه مستقل درباره آن – به علت عدم امکان دسترسی به اسناد و مدارک در جمهوری اسلامی برای «غیر خودی» ها- وجود ندارد، زیرا این مسئله هنوز جزو خط قرمزهای جمهوری اسلامی و در واقع سرکوب عامدانه روشن شدن مسائل پرشماری درباره جنگ است.

    پایان سخن، بی مناسبت نیست اشاره کنیم که اصطلاح جنگ تحمیلی در کجا ساخته شد. این واژه سازی مانند برخی واژه سازی های دیگر – به مناسبت دیگری درباره با مسائل جنگ به آن خواهیم پرداخت- از شگردهای ستاد تبلیغات جنگ جمهوری اسلامی در دوره جنگ بود. این موضوع را می توان از جمله از زبان کاظم خرازی مسئول ستاد تبلیغات جنگ (بعد از گذشت ۲۲ سال از شروع جنگ) به عنوان «تبلیغات جنگ هم مردمی بود» چنین می گوید: کاری که ستاد تبلیغات جنگ می کرد برخی نامگذاری ها بود که خیلی خوب جا می افتاد که برخی از آن ها جاودانی شده است [؟!] اصطلاح جنگ تحمیلی را هم ستاد تبلیغات جنگ ساخت تا نشان دهد که جنگ به تحمیل شده است و در واقع این نوع نامگذاری را ستاد تبلیغات جنگ انجام می داد» (۳۲).

    ناگفته نماند، رژیم صدام حسین هم دست به اینگونه شگردها یعنی واژه سازی های عوام فریبانه می زد. به عنوان مثال رژیم صدام حسین عمل تجاوز و تهاجم نظامی به خاک ایران را در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) تحت عنوان «دفاع پیشگیرانه» در تبلیغات سیاست جنگی خود بکار می گرفت و تقلا می کرد تا از این طریق آنرا توجیه نماید.

    حمید احمدی (انجمن مطالعات تاریخ شفاهی ایران در برلین)

    ۳۱ شهریور ۱۳۹۲، برلین

    پی نوشت ها:

    ۱- اکبر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با مجله «الموقف العربی» مورخ ۲۲ فروردین ۱۳۶۰ (این مصاحبه در صفحه ۹ تا ۱۵ کتاب «هاشمی رفسنجانی، مصاحبه ها، سال ۱۳۶۰» زیر نظر محسن هاشمی در تابستان سال ۱۳۷۸ در تهران توسط «دفتر نشر معارف انقلاب» تجدید چاپ شده است. از این پس به اختصار «هاشمی رفسنجانی، مصاحبه های سال ۱۳۶۰« می آید

    ۲- همانجا، ص ۱۸۱ (مصاحبه با مجله «پاسدار اسلام» مورخ ۱ دی ماه ۱۳۶۰)

    ۳- منصور فرهنگ (نماینده پیشین جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد)، «ملاقات با آیت الله خمینی و صدام حسین پیش از آغاز جنگ»، سایت فارسی BBC، مورخ ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰، سیاست ایران، جنگ ایران و عراق ۳۰ سال بعد.

    ۴- همانجا

    ۵- «درس تجربه» خاطرات ابوالحسن بنی صدر در گفتگو با حمید احمدی، ۱۳۸۰، چاپ آلمان، ص ص ۲۶۶-۲۶۵

    ۶- خاطرات حسینعلی منتظری، ص ص ۲-۲۷۱، انتشارات انقلاب اسلامی، آلمان، ۲۰۰۱ میلادی

    ۷- روزنامه جمهوری اسلامی، تهران، ۳۱ فروردین ۱۳۵۹ و اول اردیبهشت ۱۳۵۹

    ۸- روزنامه آیندگان، تهران، ۷ اسفند ۱۳۵۸

    ۹- روزنامه اطلاعات، تهران، ۵ مهر ۱۳۵۸

    ۱۰- روزنامه بامداد، تهران، ۳ مهر ۱۳۵۸

    ۱۱- روزنامه اطلاعات، تهران، ۲۲ مهر ۱۳۵۸

    ۱۲- روزنامه اطلاعات، اول مهر ۱۳۵۸

    ۱۳- نقل از: دکتر منوچهر پارسادوست، «بررسی تاریخ سران و اندیشه حزب بعث» ص ص ۲۰۱-۲۰۰، شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۶۹

    ۱۴- همانجا

    ۱۵- روزنامه اطلاعات، تهران، ۲۲ بهمن ۱۳۵۸

    ۱۶- روزنامه اطلاعات، تهران ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۹

    ۱۷- روزنامه کیهان، تهران، ۱۰ اسفند ۱۳۵۸

    ۱۸- مجله «پاسدار اسلام»، شماره ۶، خرداد ۱۳۶۱

    ۱۹- روزنامه جمهوری اسلامی، ۳۰ فروردین ۱۳۵۹

    ۲۰- هاشمی رفسنجانی، «آرامش و چالش»، ص ۱۶۴، به اهتمام مهدی هاشمی، دفتر نشر معارف انقلاب اسلامی، ۱۳۸۱، تهران، ص ۱۶۴

    ۲۱- مجله «پاسدار اسلام»، تهران، شماره ۳۲، مرداد ۱۳۶۲

    ۲۲- دکتر منوچهر پارسادوست، همانجا، ص ۲۰۲

    ۲۳- همانجا، ص ص ۳-۲۰۲

    ۲۴- همانجا

    ۲۵- همانجا

    ۲۶-Süddeutsche Zeitung, Nov. 3. 1981

    ۲۷-Middle East Economic Digest, Feb. 1. 1980

    ۲۸- روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۷ فروردین ۱۳۵۹

    ۲۹- Brzeziński, Zbigniew, „Power and Principle“, Memoirs of the National Security Adviser, 1977-1981, NY, Farrar, Straus, Giroun Press, 1988, p. 458

    ۳۰- نوام چامسکی متفکر آمریکایی هفته گذشته در مصاحبه با پایگاه خبری Democracy Now (دموکراسی اکنونی) در رابطه با عملکرد سیاسی آمریکا در ۶۰ سال اخیر در ایران و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از جمله به موضوع حمایت آمریکا از صدام حسین در حمله نظامی به ایران اشاره می کند. (ترجمه فارسی این گفتگو: سایت روشنگران، ۲۲ شهریور ۱۳۹۲)

    ۳۱- هاشمی رفسنجانی در زمان رئیس جمهوری خود در مذاکرات با دبیر کل سازمان ملل متحد در مورد خسارات وارده به ایران مربوط به دوره جنگ، گفت: « ما حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت دیده ایم» نقل از روزنامه کیهان هوایی، ۱۲ مهر ۱۳۷۰.

    شاید گفتنی باشد، این رقم ۱۰۰۰ میلیارد دلار تقریباً معادل حدود سه برابر درآمد ۷۰ ساله ایران از نفت، یعنی از آغاز پیدایش و فروش نفت تا پایان جنگ ایران و عراق بوده است.

    ۳۲- کمال خرازی، «تبلیغات جنگ هم مردمی بود»، گفتگو با کمال خرازی مندرج در سایت تابناک، در مورخه ۲ شهریور ۱۳۸۹،

  15. سلام علیکم
    با توجه به اینکه این مطلبی رو که قرار دادین از سایت رجانیوزه و میشه بهش اعتماد کرد ولی به نظر میاد یه جاهایی مشکل داره . اگه میشه فایل صوتی رو هم قرار بدین .
    چون استاد در ابتدای صحبت خود از بدبینی در مورد مذاکره با امریکا صحبت کرده است . از سوی دیگر به کلام امام رجوع دادن که امریکا شیطان بزرگ ، ام الفساد ، استکبار جهانی و تروریست بذات است و این نشان می دهد که مذاکره با امریکا نه تنها مفید نیست بکله همانند دست دادن با شیطان است .
    حال در انتها اورده که استاد گفته ایران در مذاکره با امریکا ضرر نمی کند !!!
    حال نمی دانم رد صورت صحت متن استاد از چه نظر این حرف را زده اند لذا ما باید فایل صوتی سخنرانی را ملاک قرار بدهیم و نمی توانیم به این متن اکتفا کنیم .
    استاد عباسی عزیز بارها دولت های کارگزاران و اصلاحات را به خاطر گرایش به غرب و امریکا سرزنش می کردند .
    همچنین بارها حسن روحانی و امثال ایشان را به نقد کشیده اند .
    لذا من در صحت این متن شک دارم …..
    رسانه های مغرض این کلام پایانی استاد را در سایت های خودشان زده اند در حالی که به باقی مطالب مطرح شده توسط استاد اشاره نکرده اند .

    بیشتر شک من پایان متن است . نمیگم گفته های قبلی استاد رو نفی می کنه ولی یه جوری به دل ادم نمیچسبه مثل تحلیل یکی از مشاوران روحانی در تلویزیونه …
    به این جمله توجه کنید : اگر بین ایران و آمریکا رابطه ای برقرار شود عنصر متضرر رژیم اشغالگر قدس است.

    جای بحث اینجاست که چطور می شود ارتباطی بین شیطان بزرگ و ایران ایجاد شود و متضرر ان رژیم صهیونیستی باشد . چون اصولا ذات امریکا نجس و شیطانی و تصمیم سازان و تصمیم گیران ان صهونیست هستند . و به قول استاد تنها وقتی امریکا از شیطان بودن خود دور می شود که شیف پارادایم کند و از پارادایم امانیسم به پارادایم تئوئیسم برسد و در واقع امریکایی ها خداگرا شوند که این در حال حاضر تقریبا غیر ممکن است .

    اخه بخش های قبلتر متن استاد حسابی امریکا رو میکوبه و مذاکره با اون رو زیر سوال می بره …

    نمی دونم شاید فهم من از مساله پایینه .
    استاد هیچ وقت اهل مسامحه و کوتاه امدن از حق نیستند و مطمئنا دلیلی برای گفته های خود دارند .

    روحانی هم قبل از سفر و بعدش گفته بود که من اختیار تام دارم در حالی که ما از اقا نشنیدیم که اختیار تام به ایشون بدن . حالا ما موندیم و برخی حرف هایی که اثبات نشده است .

    در پایان اگر مطلبی دارید به ایمیلم ارسال کنید . لطفا این متن رو هم منتشر نکنید چون ممکنه برای برخی شک ایجاد کنه . من فقط می خوام از این گفته ها مطمئن بشم و دلایل استاد رو بدونم .

    • سلام علیکم
      متن درست است و ایران هیچ وقت از اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و اگر مذاکره هم شود آمریکا باید صهیونیسم را به رسمیت نشناسد و با ایران مصالحه کند
      و این هیچ وقت امکان پذیر نیست و تا کنون هم امکان پذیر نبوده است
      یا علی

  16. سجاد جان فکر کنم جنرال موتور صحیحه ها!!!اصلاحش کن!

  17. خوارک ذهنیم این تحلیلهاست ساقی نجاتم عباسیهاست
    اوس حسن ما تا مردان بزرگ و غلام امام رضایی همچون تو داریم مطمئنیم که بیدار از دنیی خواهیم رفت.

  18. من که بعید میدونم امریکا تحت فشار لابی صهیونیستی این حکومتهای عربی مرتجع منطقه و سنا علی الخصوص جمهوریخواهان,(خود دولت امریکا اگر خواهان صلح و ارتباط هم باشه!!!) به نتیجه ای با اینا ما برسیم و دست از خوی استکبار ستیزشون بردارن.

  19. داشتم میمردم
    همش منتظر یه تحلیل از دکتر در همین مورد رابطه با آمریکا بودم

    باورتون نمیشه وقتی ایملشو دیدم خیلی خوشحال شدم
    ممنون

    راستی فایل تصویری سخنرانی رو شما برا دانلود نمی زارید ؟؟

  20. سلام.خداقوت…
    درود بر استاد عباسی که همواره سنجیده و هوشیارانه پاسخ گفته اند،خدا ایشون رو حفظ کنه…

    • ما به برد و باخت در این مقوله نباید فکر کنیم چرا که در فرهنگ اسلامی ما به قمار و در پی آن برد و باخت اعتقادی نداریم.
      مسئله اساسی برخورد صحیح با مذاکره می باشد ما حتی با ورود آمریکا به سفارتش در حالت مافوق خوش بینانه هم متضرر نخواهیم بود در صورتی که نظام در داخل کشور فرهنگ اسلامی را نهادینه کرده بود و پایه های نظام ما در تمام سطوح اسلامی بود.
      دوستان عزیز درد ما نساختن زیر ساخت های اسلامی در جامعه میباشد
      با این تفاسیر ورود به فاز مذاکره و نهایتا آشتی با آمریکاجهتش قمار باخت ما و برد آمریکا می باشد.

      |

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید